اخلاق و گردو

اخلاقی باشیم !

گردویی نباشیم !!

این زبان حال خیلی از ما کم جنبه هاست .

هر میمونی زشت تر است ؛ بازی اش از همه بیشتر است !

هنر این است که اگر روزگاری مانند روزگار مرگ و پس از مرگ ؛ همه چیز را شما گرفتند و محض رضای خدا فقط کفنی برای شما ماند و تازه همان کفن را هم در روز قیامت باز از شما گرفتند و شما ماندید و خودتان و خودتان ؛ آنوقت اگر پرستیدنی و خواستنی بودید مهم است .

اگر دلها و ذهن ها را بی ساز و برگ گرفتید ؛ فتح مبین کرده اید و گرنه فاتحه مع الصلوات !

معنی ندارد تا چهارتا کلمه بیشتر یادگرفتید ؛ دیگران را تحقیر کنید !

این چه درد بی درمان و مرض لاعلاجی است که علم بیشتر به جای اینکه ما را بهتر کند ؛ بعضی ها را بدتر می کند ؟!

در همه بخشها هم این آفت ممکن است باشد

و البته هم وجود دارد .

من نمی دانم این القاب و عناوین چه چیزی به آدم اضافه می کنند که برخی برآن سجده می برند ؟!

کسی که دستمایه ای دارد برای جبران دیگران باید خودش را وقف آنها کند !

این دیگر ساز و دهل و کرنا و سورنا ندارد !

خدمتی است اینگونه !

نمی تواند و یا نمی شود ؟!

اشکالی ندارد ...!!!

بتمرگد سر جایش ؛ تا جا برای جبران با دیگران باز باشد !!

مسدود کردن منظر دیگران و تخریب هویت و نابودی شخصیت و عاطفه بقیه پس از تحمیل خود به فروترها ؛ بسیار عمل زشت و بی اخلاقی به تمام معنی است که استثنا بردار هم نیست !


/ 0 نظر / 36 بازدید