عشق اول

درد احساس مشترک بین تمام انسانها است...

درد فصل مشترک تمام آدمها هستش ...

درد ؛ درد است ....از هرطرف که بنویسیم ...!!!

چه از اول و چه در آخر ...!!!

با کاکل سیاه و یا با موی سپید ...

در جوانی و یا هنگام پیری ...

عصر یکی از روزهای پاییزی بود ....

سوار بر خودرو از روی طبقه دوم بزرگراه صدر به سمت بزرگراه نیایش می آمدم .

آفتاب داشت آرام آرام غروب می کرد ...

آسمان رنگ نارنجی متمایل به قرمز خوش رنگی را به خود گرفته بود ...

نمی دانم چه شد که ناگهان به یاد اولین عاشقی ام افتادم ...

دست خودم نبود ...

پقی ! زدم زیر گریه !!

خیلی گریه کردم ...

خیلی ...!!!

ومگر اشکهایم تمامی داشت ؟!

 شرشر مثل ابر بهار می بارید ...

خودم را در آینه نگاه کردم ...

چشمهایم سرخ شده بود...درست به رنگ غروب خورشید !

 شب که بیمارستان رفتم به عزیزی گفتم من امروز اینجوری شدم !!!

او به من گفت : همیشه اولین عشق ؛ ماندگارترین است ....

دیدم راست می گوید ...

اولین عشق همیشه با آدم می ماند !

دردی که برای بعدها همیشه  خدا در گوشه دل آدم جا خوش می کند ...

و البته با بقیه دردها هم فرق دارد ...

خیلی خوشمزه تر است !

 خیلی ...

با خودم می اندیشم که ما چقدر عاشقان وفاداری هستیم ؟!...

بعد از اینهمه سال !!!

آنهم گریه !!!

آنهم غروب یک روز پاییزی !

اوووووهه .....!!!

  

/ 0 نظر / 72 بازدید