زخم آسمان و سریش خان

آقا ! مگر من زخم آسمان بنویسم ؟!

در دوران قدیم بعضی ها میرزا بنویس داشتند ....

خوب ! ...داشتند که داشتند ...!!

من را سننه ؟!

زخم آسمان خونتان پایین آمده است ؟

ای وای ...!!

می ترسم تا چند وقت دیگر هم زخم آسمان خون بعضی ها هم مثل قند خون و چربی خون در برگه آزمایش قابل اندازه گیری باشد !

حالا اینش به کنار ...!

صد هزار مرتبه با فاصله هر یک دقیقه تا سه دقیقه آمدن و رفتن از جلوی درب مغازه حلوا شکری زخم آسمان آدم را به همان مقدار می کشد و زنده می کند !

آقای برادر ! ...سریش خان !!....زخم آسمانت کسری کرده ؟!

ما که خاکتیم ؟!

باکت نباشد ...!

می نویسم ...

تا آخرش هم هستم ...

خیالت راحت جوانمرد !....


فارغ از شوخی و جدی درهم ؛ من سال نو را خدمت همه عزیزان صمیمانه تبریک عرض می کنم .

تعطیلات خوش گذشته است ؟!

انشا الله که سال کاری آباد امیرالمومنین علی علیه السلام داشته باشید .

روی چشام , زخم آسمان راهم پر و پیمان برایتان می نویسم ...

خوبش را هم می نویسم ...

خلاصه خیالتان راحت ....

همه چیز با خدا گل و بلبل است !

شما خوب باشید ؛ همه چیز خوب و خوش و خرم است ...

لازم هم نکرده هی دم به دقیقه وجود نازنین و مقدس خودتان را به زحمت بیندازید !

خودم حواسم به همه چیز هست ...

فقط اگر گذرتان به آسمان افتاد ؛ من را هم دعا کنید !

خیلی ممنون ...


/ 0 نظر / 50 بازدید