رقابت من و تره بار

قدیم ترها که می رفتیم سبزی و میوه و چه می دانم ! به قول خودمان سیب زمینی و پیاز و سبزی آش و سبزی کوکویی و سبزی قورمه و سبزی پلویی و سبزی خوردن و حتی میوه و  چیزهایی از این راسته بگیریم  , کیلو کیلو پر می کردیم و حساب می کردیم و هن هن کنان با خود به خانه می آوردیم , آنقدر که دستانمان خواب می رفت و رد کبودی زنبیل و کیسه های میوه روی پوست انگشتانمان مدتی می ماند ....

حالا که رسم شده وقتی می خواهند حساب کنند, اینها را جلوی پیشخوان ترازو دار می گذارند : دو عدد هویج , یک عدد فلفل دلمه ای , سه عدد سیب زمینی , دو عدد پیاز , یک سوم یک کلم بروکلی , یک کاهوی رسمی فسقلی , سه عدد گوجه فرنگی , سه چهار عدد میوه , مثلا موز دو عدد , پرتقال دو عدد , سیب سه عدد و همینطوری بقیه هم مثل اینها ....

وقتی من این صحنه ها را می بینم , نه باور می کنم و نه می خواهم بپذیرم که اینجور هم می شود , بود !!!

در کل حالم هم بدجوری خراب می شود ...

حالا اینها همه یکطرف , حال این روزهای من هم چیزی شبیه خرید این حضرات شده است ....

هرکس برای من متن مفصلی می نویسد , یا عکس زیبایی از طبیعت پیرامون ما ارسال می کند , پاسخ من مثال همان دوتا فلفل دلمه است !!!

جوابهایی. مرده و یخ زده مانند   :  ممنونم !....بزرگوارید !...سپاسگزارم!...بسیار زیبا بود ....من بروم .....ِکاری ندارید ؟!.. ....

 

/ 0 نظر / 10 بازدید