سکوت ، آرامش و اندیشه

دارم به این فکر می کنم که آیا باید به هر قیمتی ، به هر دلیلی و در هر بیگاهی از گاهی ، قلم به دست شد ، سیاه کرد و و البته فک جنباند ؟!

و بدتر آنکه در این موارد ، مخاطب ، مغز و روحش ؛ به یامفت ، اسراف بی جاها ، نامربوطها و بی محتوا ها گردیده و بی خبر ، گرفتار بلایا و حوادث روانی پرت نویسها و چرتینه ها می شود !!

نوشتاری باارزش است که تفکر و عاطفه را در هر دوره ای به سطح برتری از مدار پایداری برساند ...

یعنی خرج آمایش و بالایش خوبیها بشود .

نوشتن و گفتن ، گاهی نقش شیب لغزنده را برای هردوی گوینده و شنونده ، بازی می کنند .

مثل غذای مسموم و یا هوای آلوده که استفاده از آنها ، ممکن است گاهی وضع را بدتر از قبل کند !

این روزها ، بعضی ها ، همین هستند !!

به نظرم پرستش ، سکوت، آرامش و اندیشه ، انتخابی منطقی به شمار می رود ، آنهم در هنگامیکه ، محتوا هنوز خوب ورز نخورده و موضوع کاملا شکل نگرفته است .


/ 0 نظر / 37 بازدید