شب پایانی سال 1396

آخرین شب سال 1396 است ...

کلینیک هستیم ...

شلوغ است ...

تا الان چندبار آمدم چیزی بنویسم که هربار بیمار که وارد شد تمام حال من از مسیر خودش پیچید و چون من حواسم نبود ؛ نپیچیدم و افتادم در شانه ناگزیرها و گزیرها و گریزی نماند الا مثل همیشه بودن ...

فرصتی نیست ....

شاید فردا هم فرصتی نباشد ...

نمی دانم ...!

تا فردا ....!!

/ 1 نظر / 40 بازدید
ashkmahtaab

هر طور شده بنویسین. یعدا براتون مهم میشه که چرا اتفاقات اون سالو جمع بندی نکردم