زخم آسمان


+ درسهائی از مقام معظم رهبری

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم

 

 

 

 

نقطه‏ى شروع خیلى مهم است. و نقطه‏ى شروع یک چیز تصادفى نیست، ناشى از فهم‏کردن و درک‏کردن یک حادثه‏اى است که بسیارى از ابعاد آن پوشیده است؛ از چشمها پنهان است.

 

 

 

امروز هم درس همین است. شمّ انسانى و عمیق یک ملت باید حوادث را قبل از وقوع آن احساس کند و بفهمد که چه اتفاقى دارد مى‏افتد، و عکس‏العمل نشان بدهد.

 

 

 

 

با این نگاه، شما به حادثه‏ى کربلا نگاه کنید. بسیارى از مسلمانانِ دوران اواخر شصت ساله‏ى بعد از حادثه‏ى هجرت - یعنى پنجاه ساله‏ى بعد از رحلت نبى مکرم - از حوادثى که میگذشت، تحلیل درستى نداشتند. چون تحلیل نداشتند، عکس‏العمل نداشتند. لذا میدان، باز بود جلوى کسانى که هر کارى میخواستند، هر انحرافى که در مسیر امت اسلامى به وجود مى‏آوردند، کسى جلودارشان نباشد؛ میکردند. کار به جائى رسید که یک فرد فاسقِ فاجرِ بدنامِ رسوا - جوانى که هیچ یک از شرایط حاکمیت اسلامى و خلافت پیغمبر در او وجود ندارد و نقطه‏ى عکس مسیر پیغمبر در اعمال او ظاهر است - بشود رهبر امت اسلامى و جانشین پیغمبر! ببینید چقدر این حادثه امروز به نظر شما عجیب مى‏آید؟ آن روز این حادثه به نظر مردمى که در آن دوران بودند، عجیب نیامد. خواص احساس خطر نکردند. بعضى هم که شاید احساس خطر میکردند، منافع شخصى‏شان، عافیتشان، راحتشان، اجازه نداد که عکس‏العملى نشان بدهند. پیغمبر، اسلام را آورد تا مردم را به توحید، به پاکیزگى، به عدالت، به سلامت اخلاق، به صلاح عمومى جامعه‏ى بشرى سوق بدهد. امروز کسى به جاى پیغمبر مى‏نشیند که سر تا پایش فساد است، سر تا پایش فسق است، به اصل وجود خدا و وحدانیت خدا اعتقادى ندارد. با فاصله‏ى پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر، یک چنین کسى مى‏آید سر کار! این به نظر شما امروز خیلى عجیب مى‏آید؛ آن روز به نظر بسیارى از آن مردم، عجیب نیامد. عجب! یزید خلیفه شد و مأمورین غلاظ و شداد را گذاشتند در اطراف دنیاى اسلام که از مردم بیعت بگیرند. مردم هم دسته دسته رفتند بیعت کردند؛ علما بیعت کردند، زهّاد بیعت کردند، نخبگان بیعت کردند، سیاستمداران بیعت کردند.

 

 

 

 

کسى مثل حسین‏بن‏على که مظهر اسلام است، نسخه‏ى بى‏تغییر پیغمبر مکرم اسلام است - «حسین منّى و انا من حسین» - در این شرایط چه کار باید بکند؟ او باید کارى کند که دنیاى اسلام را - نه فقط آن روز، بلکه در طول قرنهاى بعد از آن - بیدار کند؛ آگاه کند؛ تکان بدهد. این تکان با قیام امام حسین شروع شد. حالا اینکه امام حسین دعوت شد براى حکومت در کوفه و حرکت کرد به کوفه، اینها ظواهر کار و بهانه‏هاى کار بود. اگر امام حسین (علیه‏السّلام) دعوت هم نمیشد، این قیام تحقق پیدا میکرد. امام حسین باید این حرکت را انجام میداد، تا نشان بدهد که دستور کار، در یک چنین شرایطى، براى مسلمان چیست. نسخه را به همه‏ى مسلمانهاى قرنهاى بعدى نشان داد. یک نسخه‏اى نوشت؛ منتها نسخه‏ى حسین‏بن‏على، نسخه‏ى لفاظى و حرافى و «دستور بده، خودت بنشین» نبود؛ نسخه‏ى عملى بود. او خودش حرکت کرد و نشان داد که راه این است. ایشان از قول پیغمبر نقل میکند که آن وقتى که شما دیدید که اسلام کنار گذاشته شد؛ ظالمین بر مردم حکومت میکنند؛ دین خدا را تغییر میدهند؛ با فسق و فجور با مردم رفتار میکنند؛ آن کسى که در مقابل این وضع، نایستد و قیام نکند، «کان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛ خداى متعال با این آدم ساکت و بى‏تفاوت هم مثل همان کسى که «مستحلّ حرمات اللَّه» است، رفتار خواهد کرد. این نسخه است. قیام امام حسین این است. در راه این قیام، جان مطهر و مبارک و گرانبهاى امام حسین که برترین جانهاى عالم است، اگر قربانى شود به نظر امام حسین، بهاى زیادى نیست. جان بهترینِ مردمان که اصحاب امام حسین بودند، اگر قربان شود، براى امام حسین بهاى گرانى محسوب نمیشود. اسارت آل اللَّه، حرم پیغمبر، شخصیتى مثل زینب که در دست بیگانگان اسیر بشود - حسین‏بن‏على میدانست وقتى در این بیابان کشته شود، آنها این زن و بچه را اسیر میکنند - این اسارت و پرداختن این بهاى سنگین به نظر امام حسین، براى این مقصود سنگین نبود. بهائى که ما میپردازیم، باید ملاحظه شود با آن چیزى که با این پرداخت، براى اسلام، براى مسلمین، براى امت اسلامى و براى جامعه به دست مى‏آید. گاهى صد تومان انسان خرج کند، اسراف کرده؛ گاهى صد میلیارد اگر خرج کند، اسراف نکرده. باید دید چه در مقابلش میگیریم.

 

 

 

 

با علی تا علی یا علی

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک