زخم آسمان


+ پای درسهای مقام معظم رهبری

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم

 

 

 

 

 

از خداوند متعال صمیمانه مسئلت می‌کنیم که همت و تلاش شما را مشمول برکات خود قرار دهد و این تلاش که ان‏شاءاللَّه با نیت خالص و قربة الى اللَّه انجام می‌گیرد، به همان نتائجى منتهى بشود که در دل شما و آرزوى شما وجود دارد

 

 

 

 

 

براى فردِ انسان، فرصت حج، فرصت ورود یک انسان در فضاى بیکرانه‏ى معنویت است؛ از لابه‏لاى زندگى معمولى خودمان با همه‏ى آلودگى‏هایش، با همه‏ى اشکالاتش، خودمان را بیرون می‌کشیم و به فضاى صفا و معنویت و تقرب الى‌اللَّه و ریاضت اختیارى می‌رویم. از اولى که وارد این مراسم می‌شوید، چیزهائى را که در زندگى متعارف معمولى مباح است، بر خودتان حرام می‌کنید؛ احرام. احرام، حرام کردن چیزهائى است بر خود که در زندگى متعارفِ معمولى رائج و مباح است، جائز است؛ و بسیارى از آن‌ها هم مایه‏ى غفلت است، بعضى هم مایه‏ى انحطاط است.

 

 

 

 

 

همه‏ى وسائل تفاخر ظاهرى و مادى از ما گرفته می‌شود؛ اولش لباس. درجه و مقام و رتبه و لباس و لباس فاخر و همه‏ى این‌ها کنار می‌رود و همه در یک لباس قرار می‌گیرند. به آینه نگاه نکنید که یک جلوه‏اى از خودخواهى و خودشیفتگى است. بوى خوش استعمال نکنید که وسیله‏اى براى جلوه‏گرى است. از زیر آفتاب یا زیر باران نگریزید، زیر سقف نروید - در حال حرکت - که مظهر راحت‏طلبى و آسایش‏طلبى است. اگر از جائى عبور می‌کنید که بوى متعفنى دارد، بینى‏تان را نگیرید؛ و همین طور بقیه‏ى کارهاى احرام؛ حرام کردن بر خود چیزهائى را که مایه‏ى راحت و مایه‏ى شهوت نفس، شهوات جنسى محرَّم، در این مدت است؛ چه مایه‏ى تفاخر است، چه مایه‏ى تبعیض است. این‌ها همه برداشته می‌شود.

 

 

 

 

 

بعد وارد فضاى بیت‏اللَّه و مسجدالحرام شدن و آن شکوه و عظمتى را که در عین سادگى و بى‏پیرایگى وجود دارد، با چشم، با دست، با همه‏ى وجود لمس کردن. عظمت، شکوه، منتها نه از نوع شکوه مادى و زر و زیورهاى مادى؛ از نوع دیگرى که براى انسان‌هاى معمولى قابل توصیف هم حتّى نیست. بعد وارد شدن در این سیل خروشان دوار، بر گرد یک مرکز حرکت کردن، آن هم با ذکر، با دعا، با گریه، با خشوع، با تکلم با خداى متعال. بعد سعى صفا و مروه همین جور است، وقوف عرفات و مشعر همین جور است، فرائض روزهاى منا همین جور است. این حج است.

 

 

 

 

 

من براى آسایش حجاج سفارش کرده‏ام. بله، معلوم است؛ اما این آسایش به معناى تن‏پرورى نیست. این را هم من همیشه به دوستان برگزارکننده‏ى حج در طول سال‌ها گفته‏ام که این آسایش، فراغت است براى همین دلباختگى و دل‏سپردگى و انقطاع الى اللَّه. کارى کنید که مردم فراغت پیدا کنند، دغدغه‏اى نداشته باشند، بتوانند این فریضه را به بهترین وجهى انجام بدهند؛ مراد این است. والّا آسایش حیوانى و خور و خواب و بیشتر خوردن و بهتر خوردن، نه؛ این‌ها سلیقه‏ى بنده نیست، که ما در حج دنبال این چیزها برویم.

 

 

 

 

 

حج یک سفر تفریحى نیست، حج یک سفر معنوى است. سفر الى‏اللَّه است با جسم و جان؛ هر دو. سفر الى‏اللَّه براى اهل سلوک سفر جسمانى نیست، سفر قلبى و روحى است. اینجا براى همه‏ى ما مردم این سفر الى‏اللَّه با جسم و جان هر دو هست. حالا جسم را آن‌جا ببریم، دل را نبریم؛ این که نشد. یا خداى نکرده کسانى بر اثر تکرر این نعمت - که مکرر توفیق پیدا کردند حج مشرف بشوند، خانه‏ى خدا را ببینند، زیارت کنند - بتدریج حج براى این‌ها حالت بى‏تفاوتى و کم‏اهمیتى پیدا کند و دیگر آن انقلاب درون را نتوانند به خودشان تلقین کنند و در خودشان بیابند. این، چیز خوبى نیست.

 

 

 

 

 

رحمت خدا بر مرحوم شیخ محمد بهارى که در یکى از نوشته‏هایشان می‌گویند که دعا و ذکر و شاید نماز، وقتى بى‏توجه تکرار می‌شود، قساوت مى‏آورد! نماز می‌خوانیم، نمازِ مایه‏ى قساوت. چرا؟ چون در حال نماز حضور قلب نداریم، توجه نداریم. پس این نماز یا با توجه است، که مایه‏ى رقت و قرب و لطافت و صفاست؛ یا نمازِ بى‏توجه است، که آن وقت به گفته‏ى ایشان مایه‏ى قساوت قلب است.

 

 

 

 

 

این اعمال را با توجه، با حضور باید انجام داد. «ایّاما معدودات»، «معلومات»چند روز بیشتر که نیست. این فرصت چند روزه‏ى حج، یک تمرین و آموزش تجربى است؛ یعنى انسان مى‏بیند که این جورى هم می‌شود زندگى کرد. بى‏تفاخر و بى‏اعتناى به لذائذ مادى هم می‌شود زندگى کرد. نه اینکه حالا بیائیم همه‏ى زندگى را در حال احرام زندگى کنیم؛ این مراد نیست؛ نه، از طیبات رزق که خداى متعال براى شما حلال کرده، باید استفاده کنید؛ اما دل بستن، بى‏تاب شدن، زندگى را همین دانستن - که ما دچارش هستیم که زندگى را همین لذائذ و شهوات مادى و همین هوس‌هاى بى‏مورد و بى‏جا گمان می‌بریم - باید در هم بشکند تا بفهمیم نه، میشود فصلى از زندگى، بخشى از شبانه‏روز، ساعاتى از نیمه‏ى شب را اختصاص داد به همین حالت انقطاع الى‏اللَّه و به این حالت صفا. این را آن‌جا تمرین می‌کنید، یاد می‌گیرید؛ حاجى یاد می‌گیرد که این کار را می‌شود انجام داد. ببینید، چه فرصت عظیمى است.

 

 

 

 

 

خداوند متعال اسلام را براى یک نژاد خاص، براى یک فرهنگ خاص، براى یک منطقه‏ى خاص از دنیا که نیاورد، براى همه‏ى بشریت آورد. همه‏ى بشریت از لحاظ رنگ، از لحاظ زبان، از لحاظ عادات، از لحاظ سلائق، از لحاظ محیط‌هاى تاریخى و جغرافیائى با هم متفاوتند. پس زمینه‏ى اختلاف  در امت اسلامى وجود دارد. این اختلاف بایستى بروز نکند، بایستى تحقق و فعلیت پیدا نکند. حج آن فرصت بزرگى است براى امت اسلامى که التیام خود را پس از جدائى‏هاى طبیعى و احیاناً جدائى‏هاى مصنوعى و تحمیلى، بار دیگر براى خودش تأمین کند.

 

 

 

 

 

چقدر جفاست که کسى از این وسیله‏ى وحدت، ابزارى درست کند براى اختلاف و شکاف. این، خطاب به همه است. این فقط خطاب به آن فرد تکفیرىِ سلفىِ متعصب که در مدینه بایستد و مقدسات شما را دشنام بدهد، نیست؛ خطاب به همه است. مسئولین حج - مسئولین کاروان‌ها، روحانیون حج - مراقب باشند که از این وسیله‏ى وحدت، ابزارى براى تفرقه درست نکنند و دل‌ها را از یکدیگر پر از کینه و درد نکنند. من چیزهائى را که می‌تواند وسیله‏ى جدائى شود، نمی‌شمرم؛ خودتان فکر کنید، ببینید چه چیزى است که دل شیعه را نسبت به برادر مسلمان غیر شیعه‏ى خود پر از کینه میکند؛ دل سنى را نسبت به برادر مسلمان شیعه‏ى خود پر از بغض می‌کند؛ ببینید اینها چى است، این‌ها را بیرون بکشید، بیندازید کنار و حج را که وسیله‏ى التیام، وسیله‏ى وحدت، وسیله‏ى یکسان‏سازى دل‌ها و نیت‌ها و عزم‌ها در دنیاى اسلام است، بعکس، وسیله‏ى جدا کردن، وسیله‏ى بغض ایجاد کردن نباید قرار داد. شناختن این مسئله و مصادیق این مسئله خیلى هوشیارى و خیلى دقت می‌طلبد.

 

 

 

 

 

جمهورى اسلامى نظامى است که تمام ارکان اقتدار معنوى در او جمع است؛ مقتدر است، اما مقتدرِ مظلوم. این‌ها با هم منافات ندارد. مظلوم است به خاطر چى؟ به دلائل مختلف؛ یکى‏اش این است که دشمنان جمهورى اسلامى براى اینکه فکر و آرمان جمهورى اسلامى در بین جامعه‏ى عظیم مسلمان‌ها گسترش پیدا نکند، انواع و اقسام دروغ‌ها را به جمهورى اسلامى بسته‏اند؛ از دروغهاى اعتقادى و فکرى بگیرید تا دروغ‌هاى فرقه‏اى و سیاسى و اجرائى. این کار را می‌کنند، آن کار را می‌کنند، اینجور میگویند، آنجور میگویند، اینجور فکر میکنند، آنجور عمل میکنند. سى سال است که دارند علیه ما دروغ میبافند. شما که کارگزار حج‏اید، شما که دلتان لبالب از اعتقاد و ایمان به نظام جمهورى اسلامى است، در حج در کنار این برادر مسلمانى که در معرض این تبلیغات قرار گرفته است، تکلیف اولتان چیست؟ تبیین. معارف اسلامى و معارف نظام اسلامى را تبیین کنید

 

 

 

 

 

بنده عقیده ندارم که ما باید بیرونمان را درست کنیم، درونمان هرچه بود، بود؛ نه. من بِجد اعتقاد دارم که اولین وظیفه و دستور ما این است که خودمان را اصلاح کنیم؛ چه داخل قلب خودمان و درون خودمان را، چه داخل کشور خودمان را.

 

 

 

 

 

داخل کشور خودمان را هم باید خودمان اصلاح کنیم. ملت ما ملت مؤمن و باعزم و اراده‏اى است، ملت آماده‏اى است، ملت صادقى است؛ اما در گوشه و کنار افرادى، جریان‌هائى، مجموعه‏هائى به اسم‌هاى مختلفِ نخبگان سیاسى و غیر این‌ها، فضاى جامعه را مشوش می‌کنند، فضاى جامعه را از صفا و صداقت تهى می‌کنند، مردم را دچار اغتشاش ذهنى، دچار تردید می‌کنند.

 

 

 

 

 

تا ملتى فداکار نباشد، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد، که این چیزها به دست نمى‏آید. ما بیائیم به خاطر دشمنى با زید و عمرو و این دولت و آن دولت و مسئولین اجرائى یا مسئولین کذا و کذا، اصل نظام را زیر سؤال ببریم؛ سیاه‏نمائى کنیم! کارى که متأسفانه بعضى از نخبگان سیاسى میکنند.

 

 

 

 

 

ما بایستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگیرى‏هاى خودمان درس بگیریم و بدانیم بقاى نظام اسلامى، برکات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است که ما پایبند و مقید باشیم. خدا که با ما قوم و خویشى ندارد. بارها من عرض کرده‏ام بنى‏اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر میفرماید: «اذکروا نعمتى الّتى انعمت علیکم و انّى فضّلتکم على العالمین». خدا بنى‏اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى‏اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کونوا قردة خاسئین»، «ضربت علیهم الذّلّة و المسکنة»؛ تبدیل شدند به این.

 

 

 

 

 

وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى‏ به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها به‏آسانى بگذرد. آن وقت کسانى خطا میکنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّة» بله اینجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از کارها هست که نتیجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را میگیرد؛ بر اثر رفتار یک عده‏اى که در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم میکنند. باید مراقب این چیزها بود.

 

 

 

 

 

حج براى ما باید درس باشد؛ هم براى حاجى که به حج میرود، هم براى ما که نگاه میکنیم و دعا میکنیم و آرزو میکنیم که حج مقبول و کاملى ان‏شاءاللَّه انجام بدهند. خداوند ان‏شاءاللَّه همه‏ى ما را توفیق بدهد که بتوانیم از درسهاى حج حداکثر استفاده را بکنیم.

 

 

 

 

 

با علی تا علی یا علی

 

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک