زخم آسمان


+ سلام نیمه شب به امام حسین علیه السلام

 

الآن حدود نیمه شب است... 

لپ تاپم  بر روی میز پزشک کلینیک و روبرویم باز است. 

دقایقی کوتاه است که کلینیک خلوت شده است... 

بر خلاف بیمارستان که تازه از الآن شلوغی ها شروع می شود.... 

مداحی هایی  که از  اول شیفت عصر،   یعنی ساعت دو بعد از ظهر،  آرام و در حد زمزمه داشتم گوش می دادم و بیماران را معاینه می کردم را حالا بیشتر کرده ام.... 

مداح می خواند: سلام من به حسین علیه السلام و به کربلای حسین سلام الله علیه... 

 من هم رو به کربلا می ایستم و به امام حسین علیه السلام،  سلام می کنم....!

یا امام حسین صل الله علیک......   سلام!!!

پیش خودم و در خیال خویش تصور می کنم که بوی خوشی می پیچد و سراسر فضا را سرشار از خود می کند ...

چقدر  اینجا و خیالم خوش بو می شود.... 

رایحه مست کننده سیب همه جا را پر می کند.... 

حتی کیسه های هوایی ریه هایم را....

و من غرق در عطر شکوفه های صورتی اینهمه باغ سیب می شوم....

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح آلتی حلت بفنائک... 

 

 

 

 

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳٩٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک