زخم آسمان


+ حرف اضافه

 

نشستن روی سکو و گفتن لنگش کن!

کاری که تماشاگران کشتی در سالن مسابقات و پای تلویزیون به خیال خودشان به کشتی گیر وسط تشک کشتی فرمان می دهند...

حالا آن مادر مرده گرفتار یک نره غول بی شاخ و دمی است که هرکسی باید خودش را جای او و در شرایط او بگذارد و بعد توقع فرمان دهی و فرمانپذیری داشته باشد!

آدم باید از دل شرایط راه باز کند... 

این حرفها را همه بلدند  و دیگر هر کسی که از این خرده فرمایشات می کند،  حنایش رنگی ندارد!!! 

مهم اعتبار سنجی فرد از عمل صالح است. 

هر کسی به جایی رسیده است،  اشکالی ندارد گزارش راه و گزارش کار بدهد! 

حالا عابدش باشد یا عالم،  خیلی فرقی ندارد. 

فی سبیل الدنیا باشد یا فی سبیل العقبی.... 

کسی که حرف زیاد می زند و ادعای زیادی دارد ؛ قدر مطلق خودش متناقض با ادعای مدعی رفتار می کند. 

این یک قانون است... 

مثلا کسیکه مدعی است: من که دروغ نمی گویم،  یقین دروغگو بوده و این دفاع روانی او از عمل اکتسابی و منسوب است. 

یا کسی که دیگران را به انحراف و فساد متهم می کند،  خودش کانون و لانه فساد می باشد که باید بسیار از وی ترسید و تا جاییکه ممکن است حذر کرد. 

حرف مفت،  زیاد است... 

حرف مفت زن هم به همان اندازه و بلکه زیادتر.... 

اینها در هر دو وجه خطای دید ایجاد می کنند... 

کسی که خودش اولین عامل به اعتقادات و مفاهیم موضوع باور خویش است ؛ سزاوار احترام است... 

لازم نکرده برای همه قاضی باشیم و برای خودمان وکیل مدافع!!! 

کار خوب و خوب که کار کردیم،  آنوقت حرف بزنیم... 

وگرنه حرف اضافه و گزافه ممنوع.... 

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳٩٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک