زخم آسمان


+  

بسم المعشوق

ترک دنیا و دنیا پرستی در نهج البلاغه

تاکید و اصرار فراوان و فوق العاده‏ای در مواعظ امیرالمؤمنین علی ( ع ) درباره منع و تحذیر از دنیا پرستی به عمل آمده است . چرا این همه در کلمات امیرالمؤمنین به این‏ مطلب توجه شده است بطوری که نه خود ایشان مطلب دیگری را این اندازه‏ مورد توجه قرار داده‏اند نه رسول اکرم و یا سایر ائمه اطهار این اندازه‏ درباره غرور و فریب دنیا و فنا و ناپایداری آن و بی‏وفائی آن و لغزانندگی‏ آن و خطرات ناشی از تجمع مال و ثروت و وفور نعمت و سرگرمی بدانها سخن‏ گفته‏اند .

خطری که غنائم بوجود آورد این یک امر تصادفی نیست . مربوط است به سلسله خطرات عظیمی که در عصر علی ( ع ) ، یعنی در دوران خلافت خلفاء خصوصا دوره خلافت
عثمان که‏ منتهی به دوره خلافت خود ایشان شد ، متوجه جهان اسلام از ناحیه نقل و انتقالات مال و ثروت گردیده بود . علی علیه السلام این خطرات را لمس‏ می‏کرد و با آنها مبارزه می‏کرد : مبارزه‏ای عملی در زمان خلافت خودش که‏ بالاخره جانش را روی آن گذاشت و مبارزه‏ای منطقی و بیانی که در خطبه‏ها و نامه‏ها و سایر کلماتش منعکس است .

فتوحات بزرگی نصیب مسلمانان گشت ، این فتوحات مال و ثروت فراوانی‏ را به جهان اسلام سرازیر کرد ، ثروتی که به جای اینکه به مصارف عموم برسد و عادلانه تقسیم شود ، غالبا در اختیار افراد و شخصیتها قرار گرفت . مخصوصا در زمان
عثمان ، این جریان فوق العاده قوت گرفت . افرادی که تا چند سال پیش فاقد هر گونه ثروت و سرمایه‏ای بودند دارای ثروت بی‏حساب‏ شدند اینجا بود که دنیا کار خود را کرد و اخلاق امت اسلام به انحطاط گرائید . فریادهای علی در آن عصر خطاب به امت اسلام به دنبال احساس این خطر عظیم اجتماعی بود .

مسعودی در ذیل احوال
عثمان می‏نویسد : " عثمان فوق‏العاده کریم و بخشنده بود ( البته از بیت المال ! ) کارمندان دولت و بسیاری از مردم دیگر راه او را پیش گرفتند ، او را برای اولین بار در میان خلفا خانه خویش را با سنگ و آهک بالا برد و درهایش را از چوب ساج و عرعر ساخت و اموال و باغات و چشمه‏هایی در مدینه اندوخته کرد ، وقتی که مرد در نزد صندوقدارش صدو پنجاه هزار دینار و یک میلیون درهم پول نقد بود ، قیمت املاکش در وادی القری و حنین و جاهای دیگر ، بالغ بر صد هزار دینار می‏شد . اسب و شتر فراوانی از او باقی ماند " .

آنگاه می‏نویسد : " در عصر
عثمان جماعتی از یارانش مانند خودش ثروتها اندوختند : زبیر بن العوام خانه‏ای در بصره بنا کرد که اکنون در سال 332 ( زمان خود مسعودی است ) هنوز باقی است . و معروف است خانه‏هایی در مصر ،کوفه و اسکندریه بنا کرد ، ثروت زبیر بعد از وفات پنجاه هزار دینار پول نقد و هزار اسب و هزارها چیز دیگر بود . خانه‏ای که طلحه بن عبدالله‏ در کوفه با گچ و آجر و ساج ساخت هنوز ( در زمان مسعودی ) باقی است و به‏ دار الطلحتین معروف است .

عایدات روزانه طلحه از املاکش در عراق هزار دینار بود . در سر طویله او هزار اسب بسته بود . پس از مردنش یک سی و دوم ثروتش هشتاد و چهار هزار دینار برآورد شد . مسعودی نظیر همین ثروتها را برای زید بن ثابت و یعلی بن امیه و بعضی‏ دیگر می‏نویسد .

بدیهی است که ثروتهای بدین کلانی از زمین نمی‏جوشد و از آسمان هم‏ نمی‏ریزد ، تا در کنار چنین ثروتهایی فقرهای موحشی نباشد چنین ثروتها فراهم نمی‏شود . اینست که علی ( ع ) در خطبه 127 پس از آنکه مردم را از دنیاپرستی تحذیر می‏دهد ، می‏فرماید :

" « و قد اصبحتم فی زمن لا یزداد الخیر فیه الا ادبارا ، و لا الشر الا اقبالا و لا الشیطان فی هلاک الناس الا طمعا . فهذا اوان قویت عدته و عمت‏ مکیدته و امکنت فریسته . اضرب بطرفک حیث شئت من الناس فهل تبصر الا فقیرا یکابد فقرا او غنیا بدل نعمه الله کفرا او بخیلا اتخذ البخل بحق‏ الله دفرا او متمردا کان باذنه عن سمع المواعظ و قرا . این خیارکم و صلحاؤکم و این احرارکم و سمحاؤکم ؟ و این المتورعون فی مکاسبهم و المتنزهون فی مذاهبهم ؟ » " .

همانا در زمانی هستید که خیر دائما واپس می‏رود ، و شر همی به پیش‏ می‏آید ، و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع می‏بندد . اکنون زمانی است که‏ تجهیزات شیطان ( وسائل غرور شیطانی ) نیرو گرفته و فریب شیطان در همه‏ جا گسترده شده و شکارش آماده است . نظر کن ، هر جا می‏خواهی از زندگی‏ مردم را تماشا کن ، آیا جز این است که یا نیازمندی می‏بینی که با فقر خود دست و پنجه نرم می‏کند و یا توانگری‏ کافر نعمت یا ممسکی که امساک حق خدا را وسیله ثروت اندوزی قرار داده‏ است ، و یا سرکشی که گوشش به اندرز بدهکار نیست . کجایند نیکان و شایستگان شما ؟ کجایند آزادمردان و جوانمردان شما ، کجایند پارسایان شما در کار و کسب ؟ کجایند پرهیزکاران شما ؟ . . . "

با علی تا علی یا علی



نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک