زخم آسمان


+ من هنوز هستم

آدم وقتی می میرد ، شانس زیادی برای برگشتن به شرایط زندگی قبلی ندارد ...

خواهش و تمنا هم فایده ندارد ...

خداوند متعال هم بی رودربایست ، حرفش را زده است  !!!

ولی من این افتخار را داشتم که دوباره زخم آسمان را باشم ...

من رفتم و به یک روز نکشیده برگشتم !

خدا خواست که برگردم  !!

خدا نمی خواست که نمی توانستم ... !!!

ای جانم خدا ...!

رفته بودم ولی ...

دیدم مرگ بردار نیستم ...

من نمی توانم بمیرم ...

یعنی نمی شود که بمیرم ...

رفتم که برای همیشه بمیرم ...

ولی دیدم نمی شود ...

من برای مردن ساخته نشده ام ...

من زنده ام ...

من برگشته ام !

همه و شاید خیلی از رفتنیها هرگز برنگشته اند ...

کسانی  که  روزگاری آتشفشانی غیر قابل مهار از اندیشه و احساس بودند و حالا کوهستانی منجمد ، یخ زده و خاموش اند ...

گدازه های آنها در زندگی سالهاست که لخته و سرد شده است ...

خودشان هم سنگ ...!

ولی من همچنان هستم ...

آتشین ....

حتی بهتر و شعله ورتر از همیشه ....

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳٩٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک