زخم آسمان


+  

  • $باید کتاب اقلا ده برابر این میزان رواج و توسعه و حضور داشته ئباشد...اسلام به کتاب و خواندن ونوشتن خیلی اهمیت می دهد...30/7/1375

  • $شما از هر طرف که بچرخید مجبورید که به کتاب اهمیت بدهید... 30/7/1375

  • $سابقها بعضی علمای خوب بودند که با مسائل علوم جدید آشنا نبودند و اصلا اینها را علم نمی دانستند !چنین قضیه ای را واقعا من دیده بودم . این تصور نیست .  من عالم متقی ، موءمن فاضلی را دیده بودم که اصلا اینها را علم نمی دانست  !  بلکه هرچه را که در یک کتاب غیر عربی نوشته بشود علم نمی دانست . اصلا کتاب فارسی را جهل می دانست و می گفت اینها چیست ؟! ببینید این یک طرز فکر است . البته امروز این فکرها نیست.آن اعتقادات شقوق دیگری هم دارد که اگر بگویم بیشتر تعجب خواهید کرد.هرچند آن اعتقادات مربوط به زمان قدیم است ، اما من خودم چنین کسی را درک کرده ام. فردی بود که کتاب چاپی حروفی را قابل خواندن نمی دانست ! .  می گفت : این کتابها بی ربط است و باید روی ورقه های بزرگ  با خط  عبد الرحیم یا شخص دیگری نوشته شده باشد  و چاپ سنگی شود. !!!...8/7/1369

  • $از کار خسته و ماءیوس نشوید  و هیچ کاری را هم زیاد ندانید...3/9/1376

  • $امام همیشه می گفتند : ماها باید باور کنیم که می توانیم...7/2/1371

  • $برای اینکه اثری ماندنی بشود باید خوب باشد ...یعنی پاسخی به یک سئوال و یک نیازباشد.خوب فقط معنایش این نیست که از لحاظ هنری خوب تنظیم شده باشد و خیلی عمیق باشد . نه ! ممکن است اینطورها نباشد  ؛  لیکن پاسخی به یک نیاز باشد . مهم این اینست ...5/3/1377

  • $الان یک کتابخانه عظیم را در چند دیسک کوچک جای می دهند . گفته اند که ابو الفرج اصفهانی چهل شتر کتاب بار می زد و با خودش به اینجا و آنجا می برد...متاءسفانه ما یاد نگرفته ایم و هنوز عادت نکرده ایم و دستمان روان نیست ؛ بیشتر دلمان می خواهد که همینطور در این کتابها ورق ورق بگردیم...باید یاد بدهند و عادت کنند تا روان بشود . وقتی که روان شد ؛ آنوقت استفاده می شود...14/10/1371

  • $اگر فرضا بخواهیم خود را به مدرسه فیضیه برسانیم ، تاکسی سوار می شویم . نمی شود گفت که این علم جدید و تکنولوژی جدید است و به درد ما نمی خورد  و باید پیاده برویم . مگر می شود چنین حرفی زد؟!  طبیعی است که آدم باید سوار شود و از این وسیله استفاده کند تا به درس برسد... 14/10/1371

  • $این نمی شود که در دنیا کامپیوتر باشد  ؛ سرعت از ساعت و دقیقه  به ثانیه رسیده باشد  ؛ برای ذره ذرهای وقت و انرژی حساب باز بشود...اما ما با همان شیوه های قدیمی که یک روز بزرگان ما (قدس الله اسرارهم الشریفه) عمل می کردند  ، چون دستشان خالی بود عمل بکنیم .مگر چنین چیزی ممکن و رواست ؟! .  اصلا جایز نیست ...1/12/1370

  • $از مشکلات حوزه علمیه قم و حوزه های علمیه دیگر  ،  کتابهای درسی است . تا از این کتابها  صحبت می کنیم  ، می گویند فلان عالم بزرگ و یا فلان آخوند هم این کتابها را خوانده است ! . حالا آنهائیکه انقلابی ترند می گویند امام هم همین درسها را خواند که امام شد ! . آیا واقعا امام چون همین درسها را خواند امام شد ؟! . اینطور نیست...آنچه که شما در عظمت امام پیدا می کنید ناشی از این نیست که این کتابهای درسی را خواند...چه اشکالی دارد که کتاب درسی جدید تولید کنید ؟...کتاب اصول تولید کنید . کتاب فقه تولید کنید. شکل درس را عوض کنید...30/11/1370

  • $باید کتابهای درسی تغییر کند ؛ بنای بر تغییر هم باید صرفه جویی در وقت طلبه باشد...14/9/1374

  • $امروز در دنیا تمرین می کنند که مشکلترین مطالب را به ساده ترین زبانها بیان و فرموله کنند . رمز می گذارند ، تا با گفتن یک کلمه ، مخاطب ده کلمه را بفهمد  ؛ اما ما بیائیم عبارت مشکلی را برای بیان مطلبی انتخاب کنیم؟!... 14/9/1374

  • $تهاجم فرهنگی دو معنا دارد ...یا تهاجم به وسیله ابزارهای فرهنگی است ، یا تهاجم به وسیله عناصر فرهنگی ...12/2/1375

  • $آیا این کتاب را بخوانیم یا نخوانیم ؟! . مفید است یا مضر است یا بی فایده است؟کتاب بی فایده هم مضر است . زیرا انسان وقتی را صرف خواهد کرد . البته کتابی که بکلی بی فایده باشد خیلی بندرت می شود پیدا کرد . بالاخره هر کتابی یک نوع فایده ای دارد  ؛ لیکن وقت انسان محدود است .20/2/1373

  • $مردم عزیزی که حرف من را می شنوند ، می دانم که آنرا تصدیق و تاءیید می کنند . البته دلبستگی به اسلام به هیچ بابت به این معنا نیست که مردم نبایستی از افکار گوناگون مطلع بشوند. نخیر. اتفاقا اسلام به این موضوع امر می کند... 20/2/1373

  • $ما به کتابهائی درردیف کتابهای شهید مطهری احتیاج داریم که مسائل اساسی اسلام را با یک بینش صائب و به دور از کجروی و افراط و تفریط ، با زبانی قابل فهم برای قشرهای متوسط جامعه تبیین کند...19/11/1376

  • $من نمی دانم شما چقدراز تاریخ معاصر اطلاع دارید؟ و چقدر آنرا خوانده اید ؟. چقدر خوب است که شماها در تابستان که قدری فراغت پیدا می کنید ، واقعا برنامه ریزی کنید و قدری از تاریخ معاصر ، از جمله همین قضیه تنباکو را مطالعه کنید...22/2/1377

  • $این کتابهای فهرستی مثل المعجم المفهرس را نگاه کنید . با این چیزها انس بگیرید ؛ خیلی خوب است...29/6/1369

  • $این کتاب (فرهنگ جبهه) از بس من را جذب کرد ، تا آخرش خواندم  ؛ بعد دیدم این کافی نیست . به خانه بردم و گفتم همه بنشینید این کتاب را بخوانید ! در جمع خانواده جاهائی از کتاب را خود من باز کردم و خواندم . گفتم این کتاب باید در فضاهای خانه ها باشد و همه باید آنرا همیشه داشته باشند...16/10/1376

  • $امروز هر اقدامی که به گسترش سطح آگاهی عمومی بینجامد و نیروی تفکر و قدرت درک معارف را در مردم با استعداد ما تقویت کند ، حسنه ای بزرگ است4/10/1372

  • $یک پیشنهاد هم عرضه کتابهای جیبی و کوچک است . الان خلاصه کردن کتابهای بزرگ و ساده کردن کتابهای دشوار در دنیا معمول است... اگر این کار راه بیفتد خوب است...19/8/1376

  • $شما که در کتابخانه با کودک مواجه می شوید ، شما که قصه می گوئید ، شما که کتاب می فرستید ، شما که کتاب می خوانید ، شما که در کار هنری و آفرینش هنری خودتان آن کودک را مخاطب قرار می دهید ، بدانید که الان درست روی خط اصلی و اساسی حرکت می کنید . شما درست آن کاری را که باید انجام بگیرد ، دارید انجام می دهید...23/2/1377

  • $عزیزان من !  بچه ها را با روحیه بار بیاورید . این کار را در برنامه های کتاب نویسی  ، اردو گذاری ، در توصیه به معلمان و در رفتارهای خودتان بگذارید . بچه باید امید وار بار بیاید...5/5/1377

  • $خداوند شماها را حفظ کند !...اهمیت کارتان آنقدر زیاد است که هرچه نیروی جوانی و استعداد را برای این کار  صرف کنید پشیمان نخواهید شد. هرچه مصرف می کنید ، کم بدانید و زیاد ندانید ...18/5/1376

  • $رسم کتابخوانی را در بین مردم باب کنیم . کاری که شنیدم اروپائیها در خانه انجام می دهند .وقت خواب مادر برای بچه اش کتاب می خواند. ما این رسم را اصلا نداریم ...19/8/1376

  • $جوانان و پدران و مادران و بخصوص بچه ها باید با کتاب انس پیدا کنند .   این کار می شود. اگر پدر و مادر کتابخوان باشند ، به احتمال زیاد  بچه ها کتابخوان خواهند شد...7/10/1372

  • $باید پدران و مادران ، بچه ها را از اول با کتاب محشور و ماءنوس بکنند ...26/2/1374

  • $بچه هایمان را هم از اول کودکی عادت بدهیم که کتاب بخوانند . مثلا وقتی می خواهند بخوابند. وقتی که ایام روز فراقتی هست. یا مثلا روز جمعه ای که بازی می کنند ، بخشی از آنرا حتما برای کتاب قرار بدهند. در تابستانها که بچه ها و جوانان تعطیل هستند حتما کتاب بخوانند . کتابهایی را معین کنند ، بخوانند وتمام کنند...21/2/1372

  • $من در دوران جوانی زیاد مطالعه می کردم . غیر از کتابهای درسی خودمان که مطالعه می کردم و می خواندم ، هم کتاب تاریخ ، هم کتاب ادبیات ، هم کتاب شعر ، هم کتاب قصه و رمان می خواندم.به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم و خیلی از رمانهای معروف را در دوره نوجوانی  خواندم . شعر هم می خواندم...به حدیث هم علاقه داشتم . الان احادیثی یادم هست که آنها را در دوره نوجوانی خواندم ویاد داشت کردم . دفتر کوچکی داشتم که احادیث را در آن یادداشت می کردم...شماها واقعا باید دوره نوجوانی و جوانی را قدر بدانید . هرچه امروز مطالعه می کنید برایتان می ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمی شود . این دوره نوجوانی برای مطالعه کردن  و یاد گرفتن ، دوره خیلی خوبی است . واقعا یک دوره طلائی است و با هیچ وران دیگری قابل مقایسه نیست...14/11/1376

  • $به نظر من جوان می تواند هم درس بخواند ، هم مطالعه کند و هم ورزش کند. وقتتان را صرف کارهای جدی بکنید ! البته ورزش و بازی هم جدی است...درس خواندن ، مطالعه و  ورزش کردن کارهای لازمی است... 14/11/1376

  • $غذای فکر و روح باید سالم و مقوی عرضه شود و آن کسی که جز این عمل کند ، خطا یا جنایتی بزرگتر از عرضه کننده مواد غذائی ناسالم یا بی مایه مرتکب شده است...4/10/1372

  • $بیائید کاری کنید که مردم کتابخوان بشوند...در دنیا کتاب جیبی اساسا برای این به وجود آمد که مردم کتابخوان شوند ؛  یعنی کتاب را در جیبشان بگذارند و مثلا هنگامی که به قطار زیر زمینی  یا اتوبوس سوار می شوند ، آنرا باز کنند و بخوانند.این کاری است که اگر باب شود بسیاری از وقتهای مرده زنده خواهد شد...30/7/1375

  • $من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجه اش این باشد که مردم کتابخوان بشوند  ، حاضرم روزی یکساعت و نیم حرف بزنم  !.  اگر اینطوری بشود قضیه را حل کرد حرفی نیست ... منتها چیزهائی هست که با گفتن تمام نمی شود ...7/10/1372

  • $من جوانان بسیاری را دیده ام  ، حالا افراد مسن که جای خود دارند که حتی مطالعه کتاب رمان را هم میل ندارند . کتاب رمان را یک هفت ، هشت ، ده صفحه می خوانند و می گویند حوصله نداریم  ؛ در حالیکه حاضرند بیست دقیقه یا نیم ساعت بنشینند و تبلیغات تلویزیون را که قبل از شروع فیلم سینمائی پخش می شود تماشا کنند ! ...حالا نمی گوئیم کتاب اجتماعی ، کتاب سیاسی  یا کتاب علمی. این ناشی از چیست؟! ... مردم میل کتابخوانی ندارند . برای این باید فکری بکنید...19/8/1376

  • $مردم ما کتابخوان نیستند . این کتاب نخوانی  نقص خیلی بزرگی است. خیلی از مردم ما حتی روزنامه خوان هم نیستند . اگر نگاهی به روزنامه  بکنند به همان تیترهای درشتش اکتفا می کنند...ما باید این نقیصه را برطرف کنیم4/9/1371

  • $امروز کتابخوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی  ،  که یک واجب دینی است . از همه بیشتر جوانان و نوجوانان باید احساس وظیفه کنید 4/10/1372

  • $این عادت هنوز در بین مردم ما جا نیفتاده که بروند کتابی را بخرند  ، بعد به دوستشان یا به فرزندشان بدهند تا آنها هم بخوانند ؛ اینطوری نیست.  ای بسا کتابی را می خرند  ،  بعد آنرا کناری می گذارند  ؛ یا مثلا کتابی را دوستی به دوستی هدیه می دهد  ، او هم کناری می گذارد ! واقعا کتاب خواندن در مملکت ما جا نیفتاده است ، و این درد بزرگی است...18/2/1374

  • $چقدر جای تاءسف است که انسان احساس کند  حتی بعضی از اهل علم با کتاب به معنای وسیع و صحیح خودش سر و کار ندارند . یعنی از معلومات و محفوظات خودشان استفاده می کنند . به این دانشگاه  آن دانشگاه می روند  ؛ هفته ای چند ده ساعت در دانشگاهها  وقت صرف می کنند  ؛ از این کلاس به آن کلاس می روند . یک مقدار هم بین راهها وقت صرف می شود . نتیجه این است که یک دانشمند ما به تدریج منجمد می شود . یک آدم فاضل و فهیم و صاحب معلومات  بر اثر عدم ارتباط دائمی با جریان کتاب  و معلومات جدید  به تدریج به صورت انسان منجمدی در می آید ...برای این باید فکری کرد...7/10/1372

  • $بنده خودم هم با اینکه گرفتاری کاریم زیاد است ، اما بحمدالله از کتاب منفک نشده ام و در حقیقت نمی توانم هم منفک بشوم...احساس می کنم که اگر انسان بخواهد در زمینه معنوی و فرهنگی ، تر و تازه بماند ؛ جز رابطه با کتاب چاره ای ندارد...7/10/1372

  • $کارهای ما دسته جمعی نیست. من یک وقت عرض کردم که از این جهت مثل جناب ابی ذر سلا م الله علیه هستیم که  : یعیش وحده و یموت وحده !  همه کارمان تنهاست. از استاد تنها درس می گیریم و تنها مطالعه می کنیم...یعنی اشتراک فکری نیست...کار دسته جمعی ، اشتراک مساعی  ، ابزارهای مناسب را جمع کردن و آوردن ؛  اینها کارهای جدید دنیاست...1/12/1370

  • $نا گزیر باید مسئله معلومات و مطالعات و اطلاعات عمومی و اطلاعات خواص در زمینه های مورد ابتلا و نیازشان  ، از آنچه که امروز هست ، فراتر برود...9/8/1376

  • $کتابخوانی باید مثل خوردن و خوابیدن و سایر کارهای روزانه  در زندگی مردم وارد بشود...19/2/1369

  • $در گذشته اینطور بوده است که یک عده کتابخوان و اهل کتاب واهل مراجعه به کتاب بودند ؛ اکثریت هم دور از کتاب و فارغ از هم کتاب  ؛  این درست نیست...20/2/1373

  • $همه افراد خانه ما تقریبا شب همیشه در حال مطالعه خوابشان می برد . خود من هم همینطورم ؛ نه اینکه  وسط مطالعه خوابم ببرد . مطالعه می کنم  ، تا خوابم می آید  ؛ کتاب را می گذارم و می خوابم. همه افراد خانه ما همینطورند ؛ یعنی وقتی که می خواهند بخوابند  ، حتما یک کتاب پهلوی دستشان است . من فکر می کنم که همه خانواده های ایرانی باید اینطوری باشند. من توقعم این است...26/2/1374

  • $اگر کتاب واقعا جزو ضروریات زندگی به حساب بیاید گران نیست. شما یک جفت جوراب یا یک عدد دستمال را چند می خرید ؟ آدم چند عدد آدامس که برای بچه می خرد ، چند می خرد؟  کتاب را با اینها مقایسه کنید. الان کتاب جزو لوازم نیست.18/2/1374

  • $کتاب خریدن باید یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب بشود. مردم باید بیش از خریدن بعضی از وسایل تزئیناتی و تجملاتی به کتاب اهمیت بدهند و اول کتاب را بخرند.26/2/1374

  • $با کتاب انس داشتم . البته الان هم که در سنین نزدیک شصت سالگی هستم ...از خیلی از نوجوانان بیشتر مطالعه می کنم...14/11/1376

  • $الان من مطالعه هم می کنم و به کارم هم می رسم و می بینم که منافاتی باهم ندارند . مطالعه علمی – تاریخی هم دارم . مطالعه تفننی هم می کنم...3/1/1366

  • $من می گویم جوانان ، پیران ، مردان ، زنان ، شهریها ، روستائیها و هر کسی که با کتاب می تواند ارتباط برقرار کند ، باید کتاب را در جیبش داشته با شد و تا در یک جائی نشست ، کتاب را دربیاورد و بخواند...19/2/1369

  • $افرادی که کار روزانه دارند اگر مثلا شب یا بین روز به خانه می آیند ، بخشی از زمان را برای کتاب خواندن بگذارند. چقدر کتابها را در همین نیم ساعتها می شود خواند . بنده خودم دوره های بیست و چند جلدی را در همین فاصله های ده دقیقه ،بیست دقیقه ، یک ربع ساعت خوانده ام  !... شاید من از صدها جلد کتاب همینطور در این فاصله های کوتاه استفاده کرده باشم. بسیاری را هم می شناسم که اینطور هستند...من یک دوره کتاب هشت جلدی را در اتوبوس مطالعه کردم...21/2/1372

  • $کاری بکنید که مردم اگر کتاب هم حمل نمی کنند ، بتوانند در اتوبوس ، در مطب دکتر ، در اداره هایی که به نوبت ایستاده اند ، در نوبت نان ودر نوبت قند کتاب بخوانند...30/7/1375

  • $باید کاری بشود که که جوان بفهمد باید همه وجودش راصرف درس و علم و تحقیق بکند ...یعنی برگرداندن نسل کنونی و نسلهای آینده به گرایش به علم ، گرایش به تحقیق ، گرایش به درس ، گرایش به با سواد شدن و ملا شدن و فهمیده شدن...مردم ما حوصله کتاب خواندن ندارند . من مکرر به دوستانی که اهل این چیزهایند گفته ام که ما می نشینیم مثلا بیست دقیقه تبلیغات گوناگون تلویزیون را تماشا می کنیم ، برای اینکه منتظر فیلمی هستیم که می خواهیم آنرا ببینیم ؛ در حالیکه اگر این بیست دقیقه را کتاب بخوانیم، چند ده صفحه کتاب خواهیم خواند و چقدر مطلب یاد می گیریم .اما نمی خوانیم !  حتی اگر آن کتاب رمان هم باشد ، کتاب قصه هم باشد ، کتاب سرگذشت و خاطره و تاریخ رقیق هم باشد ، باز خیلی به مراتب بهتر از نشستن  و تماشا کردن یک چیز بی معنی است ...این همان حالت تن پروری ذهنی ست که ما بایستی به شدت با آن مبارزه کنیم ...2/10/1376

  • $کتاب خوانی چیزی است که برای یک ملت فریضه و لازم است ...باید این کتابها را بخوانند . انس با کتاب چیز بسیار با ارزشی است و من خواهش می کنم که همه با کتاب انس پیدا کنند...17/12/1371

  • $امروز دنیا ، دنیای امواج است . با امواج و کامپیوتر ، همه مفاهیم از این طرف به آن طرف دنیا منتقل می شود...ما از این دنیا عقبیم ؛ دیگر چرا منکر شویم؟! این یک عیب قطعی است...14/9/1374

  • $امروز تهاجم فرهنگی عظیمی  علیه اسلام هست که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد. این تهاجم وسیعتر از انقلاب و  علیه  اسلام است...آثارش هم به گونه ای است که تا به خود بیائیم ، گرفتار شده ایم.مثل یک بمب شیمیائی نا محسوس و بدون سر وصدا عمل می کند . فرض کنید در محوطه ای یک بمب شیمیائی بیفتد که احدی نفهمد این بمب در این جا افتاد ؛ ولی پس از هفت ،هشت ساعت ببینند صورتها و دستهای همه تاول زده است...الان مقداری هم آن را می بینید و بعدا بیشتر خواهد شد...7/9/1368

  • $همه دشمنان ما با استفاده از ثروت بی پایان ، تجربه های فراوان و مغزهای قوی ، علاوه بر آنچه که تا حالا نوشته اند ، برای القای شبهه در فکر اسلامی و ایمان اسلامی مردم ، هزاران کتاب خواهند نوشت و هزاران مقاله تنظیم خواهند کرد ؛ هزاران شبهه را رها خواهند کرد تا در ذهن و دل مردم بنشینید و جا گیر شود.در مقابل این تهاجم فرهنگی ، چه کسی باید ایمان مردم را حفظ ، ذهنشان را مجهز و ایمانشان را مسلح کند؟این وظیفه علماست...18/2/1363

  • $هر چیزی شما ارائه کنید که نشانگر اخلاص باشد ، خیلی اهمیت دارد ؛ و الا همه فداکاری می کنند. بری تعصب و خود نمائی هم فداکاری می کنند ؛ خطر مرگ هم دارد . مثلا خلبانی در یک مانور ، جلوی چشم مردم چند معلق می زند و صدی پنجاه هم ممکن است سقوط کند ، اما او اینرا برای خودنمائی قبول می کند. به خاطر خود نمائی بیش از اینها را هم میکنند. مثلا بعضی خودشان را آتش می زنند! اینها ارزشی ندارد. آنجائی که کار با اخلاص همراه است ، آن صفا و درخشندگی را دارد ...25/4/1370

  • $به مسئله هنر و زیبائی خیلی اهمیت بدهید . نگوئید اهمیتی ندارد...18/7/1364

  • $مخاطب شما کیست؟ شما با چه کی حرف می زنید؟ سر چه کسی را می خواهید بتراشید؟

  • در مدرسه های ما تعبیری است که می گویند: فلانی سر بی صاحب می تراشد...باید بدانید با چه کسی طرف هستید . سریعا مخاطبان خودتان را تشخیص بدهید و برسید به اینکه مخاطب شما جوانان هستند . جوانان هم طبیعت خاصی دارند . شما اگر عالیترین مطالب را به شکل بی جاذبه عرضه کنید ، جوان نخواهد گرفت...26/3/1376

  • $برای من زیاد کتاب می آید ... بعضی از کتابها را که می آورند ، می بینم اصلا مشتری ندارند. خودم را جای هرکس می گذارم ، میبینم که این کتاب جاذبه ندارد . اصلا کتاب بیخود و بیهوده ای است . اگر دینی ست بیهوده است ؛ سیاسی است بیهوده است ؛ اجتماعی است ، بیهوده است ، تاریخی است بیهوده و تکراری  است. ده بار گفته اند ، این هم باز یکبار دیگر آمده و گفته است...30/7/1375

  • $کتاب ضعیف ، استدلال ضعیف ، چون فلان اقا نوشته ، چون یکی از اعضای ماست ، چون یکی از اشخاص محترم است ، به هیچ عنوان تجویز نمی شود که به بیرون برود. ان چیزی باید بیرون برود که در حد عالی باشد...1/4/1367

  • $من قبلا هم با دوستان مکرر این نکته را در میان گذاشته ام که اگر فکر غلطی به وسیله یک نفر که معتقد به این فکر غلط است ، منتشر شد ، ما باید بتوانیم در قبال آن ، فکر درست را عرضه بکنیم . ما در آن روزمطلقاهیچ نگرانی در این زمینه نخواهیم داشت...219/8/1376

  • $گاهی حرفهای غلط یا یک تحریف بزرگ دیده می شود که هر انسانی را واقعا بر می انگیزد...یا باید شما فورا قبل از آنکه به کسی ظلم بشود در صدد جبران بر بیائید و صحیح ودرست را بنویسید ، یا اگر به هر دلیلی نتوانستید ، باید علاجی برای آن کار بکنید...219/8/1376

  • $کتاب یک غذاست . یک غذا ویک نوشیدنی روح است. اگر مقوی باشد ، روح را تقویت می کند . ما که حالا داریم مرتب سفارش می کنیم که از این نوشیدنی بخورید ، نوع نوشیدنیش را معین نکرده ایم ؛ پس بایستی مواظب باشیم که مبادا نوشیدنی مسموم ، خطرناک ، فاسد ، گندیده و مضر ، با رنگ آمیزیهای خیلی خوب ، دست مردم داده شود...21/2/1372

  • $مواد مخدر هم خیلی طالب دارد . خیلی ها هستند که اگر شما مواد مخدر را به آنها دادید ، استقبال می کنند و مصرف می کنند. ام بعد که معتاد شدند ،شما را لعنت میکنند. خیلیها هستند که اگر موادمخدر را از انها بگیرید ممکن است با شما دست به یقه هم شوند. ولی بعد که با این کار توانستند از این بیماری نجات پیدا کنند ، شما را دعاخواهند کرد.بنابراین ،  خواست ،  یک امر مطلق نیست .  خواستی که طبق مصلحت است ، مطلوب است . تشخیص مصلحت هم بر عهده آن کسی است که مسئو ل است...5/3/1377

  • $عبیدالله بن عباس شبانه از لشگر امام حسن سلام الله علیه فرار کرد و به آنطرف رفت .صبح هرچه پشت خیمه اش ماندند ، نیامد . داخل رفتند ، دیدند که بله!؛ از پشت خیمه فرار کرده است. ..از تمام لشگر فریاد بلند شد : الحمد لله که خدا او را از ما گرفت . اگر او اینجا بودبه ضررمان بود. شکر کنید که خدا بعضیها را از شما گرفته است...اگر هم می ماند به درد نمی خورد...8/4/1371

  • $عارفی یک وقت حرفی می زد که آن حرف برای من خیلی محقق نیست ؛ اما حرف شیرینی است. می گفت بعضی از این کفار که می میرند ، به قیامت نمی رسند ؛ بلکه بین راه اصلا بکلی وجودشان متلاشی می شود و ذرات خوبی که دارند خدای متعال جذب ارواح موءمنین می کند . این یک تئوری غیر قابل اثبات است . بنده هم باور نکردم ؛ اما حرف قشنگی است بنابر این  شما ذرات قابل استفاده اینها اجذب عناصر موءمن بکنید ؛  بقیه اش را هم در برهوت خدا رها کنید ،  برود گم بشود ! می خواهیم چه کارشان کنیم؟!...14/4/1371

  • $یکی دو سال قبل بود دیدم تمام دستگاههای فرهنگی ضد انقلاب  ، دست به دست هم داده اند که چهره ای را بیخودی بزرگ کنند  !  من به چند نفر از بردران گفتم  که این بت را بشکنید . این کسی نیست  ؛  دارند بیخود و بی جهت از یک مرده ، یک مجسمه درست می کنند . زمان زندگیش هم مرده بود... 14/4/1371

  • $من چون خیلی از آنها را ازنزدیک دیده ا م  ، می دانم که آدمهای کوچک و حقیری هستند. همیشه هم همینطور بوده اند. اینها همه اسیر مسائل شخصی و اسیر شهوت هستند.به نیکنامی  واینکه یک نفردر جائی از اینها تعریف بکند ، خیلی اهمیت می هند و واقعا بزرگش می کنند. این خود دلیل کوچکی آنهاست . اینها چه کسی هستند که انسان در مقابلشان احساس ضعف کند؟ خلاصه در قابل اینها باید تهاجمی عمل کرد... 14/4/1371

  • $نویسنده مطلب باید بلند نظری همراه با عمق و شجاعت کامل در بیان مطالب داشه باشد. یعنی هیچگونه رودر بایستی از دانشجو و غیر دانشجو نداشته باشد. به عبارت دیگر و قتی من این مطلب ار می نویسم، اگر در ین مطلب چیزی هست که به دلیلی به فلان خواننده بر خواهد خورد ، یا پیشداوری او را به هم خواهد زد .آن نباید مثل شرط متاءخر ، در نوشته من اثر کند...من باید نوشته را واقعی و شجا عانه بنویسم.موضع شجاعانه دردنیا هم به درد آدم می خورد . ما کسانی را در دوران ده سال گذشته دیدیم که مواضع غیر شجاعانه گرفتند؛ برای اینکه فلان قشر بدش نیاید . برای اینکه فلان قشر این توقع را دارد ، یا از من این توقع را دارد.آنها طور خاصی حرف می زدند ؛ این به ضررشان تمام شد...بلند نظری نباید فراموش بشود...28/11/1370

  • $من اعتقاد ندارم که ما بایستی خودمان را از ترجمه محروم بکنیم . چرا محروم بکنیم ؟ خیلی آثار خوب در نوشته های خارجی هست که می توانید از آنها استفاده کنید.5/5/1371

  • $ما چه کار کرده ایم؟ کاری که ما در این زمینه کرده ایم ، واقعا خیلی کم است. گاهی انسان دلش نمی آید که بگوید در حد صفر ، چون واقعا کسانی با اخلاص کارهائی کرده اند ، اما اگر نخواهیم ملاحظه این جهات عاطفی را بکنیم ، باید بگوئیم یک ذره بیشتر از صفر ! . خوب بود که صدها نویسنده اسلامی ، مبانی انقلاب را بنویسند ... می بایست تربیت می کردیم که نکردیم...7/9/1368

  • $در بین شیوه های هنری ، آن چیزی که در مجموع ، بیشتر جامع شرایط گوناگون هست ، رمان است...25/7/1372

  • $اصلا نمی شود شبیه رمان چیزی پیدا کرد. هم ترجمه می شود ، هم همه جا می رود ، هم می ماند، هم کهنه نمی شود ...25/7/1372.

  • $ از فرمایشات مقام معظم رهبری
  • با علی تا علی یا علی

 

 

 

 

نویسنده : زخم آسمان ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک